|
»
جهت سهولت مطالعه و چاپ مقالات و نوشته
ها، کلیه ی فایل ها بصورت
PDF می باشند.
جهت مشاهده فایل ها از نرم افزار Acrobat
استفاده نمایید.
-
امشاسپندان و هفت
سین
در دین زرتشتی امشاسپندان بسیار شناسا و نزدیک
ترین ایزدان به اهورامزدا هستند. شمارش آنان شش است: اردیبهشت، خرداد،
مرداد، شهریور، بهمن و اسفند، ، اما چون اهورامزدا در بالای آنان است
همیشه او را نیز در زمرهی آنان شمرده اند. بنابراین شمارش آنان هفت
خواهد بود.
-
کاستی یابی یا
کاستی تراشی؟
این روزها جنبش جهانی شدن و
خود را همرنگ جهانیان کردن چنان اوج گرفته که سبب ایجاد جرقه های
ابتکاری زیادی در بعضی اشخاص شده است. این جرقه های نابهنگام ابتکاری
بیشتر زمینه ها را، اعم از موسیقی و شعر و داستان و ... و سرانجام زبان
فارسی، در بر می گیرد.
-
چرا «ترک عادت»؟! -
پاسخ به مقالهی «ترک عادت...» / نوشتهی ایرج کابلی
یکی از ویژگی های دسته ای از تحصیل کردگان ما، طی
دهه های اخیر، این بوده است که همیشه دانش و پژوهش را به چشم مسابقه و
رو کم کنی نگریسته اند. اینان، به ویژه کسانی که متعلق به یکی دو نسل
پیشین هستند. همیشه تلاش کرده اند تا برای به کرسی نشاندن سخن شان دست
به هر کاری بزنند.
-
عنصر روايت سنگواره
همواره نياز انسان به وجود راوي به چشم خورده
است، انسان مقهور قهر طبيعت و واقعيات سخت زميني، هميشه جاي خود را با
قهرمانان قدرتمند روايات عوض كرده تا براي لحظاتي، سنگيني بار گران
زندگي را بر شانهها احساس نكند...
-
ادبیات بدون
ایدئولوژی
آنچه که امروز در مجموع زیر عنوان ایدئولوژی در
هر زمینه ای، در قلهی برنامه ها و فعالیتهای گروهی و فردی جای گیر
شده، حصاریست که کنشهای هر مجموعه ای را به بیشترین محدودیت رسانده.
تحمل این محدودیت در زمینهی ادبیات و هنر بیشتر و شدیدتر از هر
زمینهی دیگر است. زیرا هنر و ادبیات پیش از آنکه به یک پدیدهی بیرونی
تبدیل شود، پهنهی گستردهای از ذهن را در بر میگیرد.
-
جنبش مشروطه و
تاریخ
جنبش مشروطه یکی از پر ارزشترین جنبشهای
آزادیخواهی است که نزدیک به زمان ماست. و اگر آنچه که میگویند، گذشته
چراغ راه آینده است، درست باشد، ما باید از جنبش مشروطه بیش از هر جنبش
دیگری در تاریخ تجربه و پند و اندرز گرفته باشیم. اما آیا این چنین
است؟
-
انسان در هنر، انسان در زندگی
بزرگترین فاجعهی صد سال گذشتهی ما این است که
ایرانیان ارزش و جایگاه اندیشهی فرهنگساز را از یاد بردهاند، و
فراموش کردهاند که بدون این اندیشه هیچ مردمی شهامت و اعتماد بنفس آن
را نخواهد داشت تا در جادهی پیشرفت گام بگذارد...
-
ما و دیوانگی
اینکه ما جهان را با چه نگاهی میبینیم و چگونه
میشناسیم، همیشه کنجکاوی فیلسوفان را از یک سو و از سوی دیگر کنجکاوی
هنرمندان را برانگیخته است. بطور معمول خرد ملاکی بوده است تا وجه
مشترکی برای نگاه انسان به جهان بابیم، اما هر چند که فلسفه کوشیده تا
خرد علمی را ملاک این وجه اشتراک قرار دهد، هنر بیشتر بر خرد فرهنگی –
اخلاقی تکیه زده است...
-
مدرنیسم و«تماشاگر»ان سدهی بیستم
ما جزوی از جهان و پروردهی دامان آنیم، به جهان
چگونه نگاه میکنیم؟ شاید اگر بیماری نبود، هرگز به بهبودی خویش نمی
اندیشیدیم، و شاید اگر ستیز با واقعیت و سپس گریز از کابوس هجوم اشیاء
و پدیده ها و زیستن در دلهرهی این هجوم در ادبیات مدرن غرب نبود،
نمیتوانستیم دریابیم که تا چه اندازهای به واقعیت نزدیکیم، با آن
دوستیم، و به این دوستی نیازمندیم...
|